<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title>l mechanic students of shiraz uni (89) l - طنز</title>
		<link>http://mechanicshz.blogsky.com</link>
		<description></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title>بوسه و سیلی!!</title>
					<link>http://mechanicshz.blogsky.com/1390/04/27/post-1/</link>
					<description>ژنرال و ستوان جوان زیر دستش سوار قطار شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها صندلی های خالی در کوپه، روبروی خانمی جوان و زیبا و مادربزرگش بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژنرال و ستوان روبروی آن خانمها نشستند.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قطار راه افتاد و وارد تونلی شد....&lt;p&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;

حدود ده ثانیه تاریکی محض بود.

&lt;p&gt;در  آن لحظات سکوت، کسانی که در کوپه بودند 2 چیز شنیدند: صدای بوسه و 
سیلی  هریک از افرادی که در کوپه بودند از اتفاقی که افتاده بود تعبیر خودش
 را  داشت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم جوان در دل گفت : از اینکه ستوان مرا بوسید خوشحال شدم اما از اینکه مادربزرگم او را کتک زد خیلی خجالت کشیدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادربزرگ به خود گفت : از اینکه آن جوانک نوه ام را بوسید کفرم درامد اما افتخار میکنم که نوه ام جرات تلافی کردن داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژنرال آنجا نشسته بود و فکر کرد ستوان جسارت زیادی نشان داد که آن دختر را بوسید اما چرا اشتباهی من سیلی خوردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ستوان تنها کسی بود که میدانست واقعا چه اتفاقی افتاده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن لحظات تاریکی او فرصت را غنیمت شمرده که دختر زیبا را ببوسد و به زنرال سیلی بزند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی کوپه قطاری است و ما انسانها مسافران آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرکدام از ما آنچه را می بینم و می شنویم بر اساس پیش فرضها و حدسیات و معتقدات خود ارزیابی و معنی می کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غافل از اینکه ممکن است برداشت ما از واقعیت منطبق بر آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;ما میگوییم حقیقت را دوست داریم اما اغلب چیزهایی را که دوست داریم، حقیقت می نامیم.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;/p&gt;
</description>
					<pubDate>Mon, 18 Jul 2011 11:09:53 GMT</pubDate>
          <comments>http://mechanicshz.blogsky.com/Comments.bs?PostID=1</comments>
          <author>محمد شیبه</author>
          <guid>http://mechanicshz.blogsky.com/1390/04/27/post-1/</guid>
				</item>
			
    
	</channel>
</rss>

